پسری از جنس بهار با بوی بهار و به رنگ بهار
شازده کوچولوی مامان، عاشقانه منتظرتم...
برای من بهار با نگاه تو آغاز میشود فرزندم
روزهای آخر سال من و عشقم و ناز پسرم
من و عشقم در نیمه راه مادر ،پدر شدن
خدا همینجاست، کنار من و عشقم و ماهی کوچیک تنگ زندگیمون
پسر طلای من مامانشو حس میکنه...
زمستان را دوست دارم وقتی خیابان با قدمهای تو نواخته می شود......
آخرین روزهای پاییزی با اولین تکان های نازدانه من چه عاشقانه میگذرند