"بابا" اولین کلمه ای که مهربد گفت
صدایم کن تا امان یابد عابري خسته در شب باران صدايم کن تا ببالم من در سحرگاهان با سپيداران از آن سوي خورشيد از آن سمت درياصدايم کن، صدايم کن، صدايم کن، صدايم کن ...
نویسنده :
زهرا
12:28
واکسن شش ماهگی و حال شاه پسرم
قربونت برم که از آمپول نمیترسی و اصلا گریه نکردی مرد فندقی مامان ...
نویسنده :
زهرا
22:21









